سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

27

تاريخ ايران ( فارسى )

جيحون امروز كه حدود ايران عقب رفته رود جيحون از سرحد آن مملكت دور است ، ليكن در قرون گذشته رود مزبور سرحد شمال شرقى ايران محسوب ميشد و بنابراين براى تكميل اين مختصر لازم است كه ذكرى از آن رود معظم بنمائيم . از پامير ناشى مىشود و بعد از انحنائى كه بدخشان را در ميان ميگيرد تقريبا به طرف شمال غربى ممتد ميگردد و بدرياچهء آرال ميريزد ، ليكن هردوت كه در مائه پنجم قبل از ميلاد چيز نوشته ميگويد هردو رود جيحون و شايد سيحون هم يا شعبهء از آن وارد بحر خزر ميشدند و زياده از يك مائه بعد از آن استرابو از قول اريستوبولس « 1 » نقل مىكند كه در رود جيحون به سهولت ميتوان كشتىرانى كرد و مقدارى از امتعهء هندوستان بوسيلهء اين رودخانه بدرياى هيركانى حمل شده و از آنجا بواسطهء رود سيروس بآلبانى ميرود و از نواحى مجاورهء آن به يوكسين « 2 » حمل مىشود . وقتى كه اسكندر كبير آسياى غربى را مسخر نمود جيحون هنوز وارد بحر خزر ميشد . ليكن در زمانيكه بر ما مجهول است تغيير مجرا داده خطى را كه امروز سير مىكند اختيار نموده وارد بحر آرال شد . اما در سال 1220 ميلادى كه مغول اور گنج « 3 » و پايتخت ولايتى كه امروز خيوه خوانده مىشود مسخر نمود آب جيحون را به آن شهر بستند و به اين واسطه رود نامبرده باز به مجراى قديم برگشته متوجه بحر خزر شد و قريب سه مائه مجراى عمدهء رود همان بود و دهات و قصبات در كنار آن خط آباد شده و معلوم نيست بچه سبب دوباره مجراى آن منحرف گرديده و زمان انحراف هم مجهول است . اينقدر هست كه انتونى جنكن‌سون كه اولين شخص انگليسى است كه بخيوه و بخارا رفته و اين شرافت را در سال 1558 درك نموده ميگويد مجراى جيحون تغيير كرده و بدرياچهء ختا ميريزد و يقين است كه مقصود او از درياچهء ختا بحر ارال « 4 » است .

--> ( 1 ) - Aristobolis ( 2 ) - استرابو ، 11 ، 7 ، 3 - البانى همان درهء سيروس و غور فعلى است كه شهر معروف تفليس در آن جا واقع است . « مؤلف » ( 3 ) - رجوع شود به فصل 55 . « مؤلف » ( 4 ) - رجوع شود به اول سفر دريائى و مسافرت بروسيه و ايران ( HAKLUYT SOCIETY ) 1 ، 68 و نيز مراجعه شود به فصل 62 كتاب حاضر . « مؤلف »